X
تبلیغات
قرآن پژوهی شکَاکان در شکوک قرآن!
 

یک نمونه ازچشم سوم کاوه را در زیر درباره نزول های

دوگانه قرآن می توانید به کار ببرید:

نزول یکدفعه و تدریجی قرآن

شکی نیست که قرآن کریم در بیست و سه سال بر پیامبر (ص) بتدریج و بر حسب اقتضای مناسبتها و نیازها، نازل شده است؛ اما از ظواهر بعضی از آیات قرآنی و همچنین از روایاتی که از طریق عامه و خاصه وارد شده است چنین استفاده می شود که قرآن، علاوه بر نزول تدریجی ، نزول دیگری هم داشته است که به صورت دفعی و یکپارچه بوده است.

برای اثبات این نظریه که قرآن کریم علاوه بر نزول تدریجی – نزول یکباره نیز داشته است به آیات و روایاتی استناد شده است که به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

1.    آیاتی که بر نزول قرآن در ماه رمضان و شب قدر دلالت می کند مانند آیات:   « شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن » ( بقره ص 185)

= ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شده است.

 

انا انزلناه فی لیله القدر ( قدر 1 )

= ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.

« انا انزلناه فی لیله مبارکه » ( دخان ، 3)

= ما قرآن را در شبی مبارک نازل کردیم.

2.    روایات متعدد و معتبری نیز وجود دارد که دلالت می کند قرآن یکدفعه و یکپارچه در شب قدر نازل شده است:

امام صادق (ع) فرمود: قرآن یکباره در ماه رمضان به « بیت المعمور» نازل شده و سپس از بیت المعمور ، در بیست سال بتدریج نازل شده است.

برخی از بزرگان – همچون ( فیض کاشانی) در مقدمه ( تفسیر صافی) و... گفته اند منظور از بیت المعمور که در حدیث اخیر آمده است همان قلب پیامبر اکرم (ص) است.

« علامه طباطبایی » معتقد است که قرآن کریم ، در پشت این الفاظ موجود ، دارای حقیقت دیگری است که این حقیقت در خور تفصیل و تجزیه نیست و حقیقت بسیط و دارای احکام و استحکام است. علامه معتقد است که قرآن در این مرحله حقیقت واحدی است و جایگاه آن همان است که قرآن کریم از آن به « ام الکتاب» و « لوح محفوظ» و «کتاب مکنون» تعبیر می کند ،و در این مرحله است که قرآن متصف به « علی» و « حکیم» است. این حقیقت واحده در مرحله دیگر به صورت الفاظ نازل شد و لباس قرائت و عربیت بر تن پوشیده و حالت تفصیلی به خود گرفت و دارای ناسخ و منسوخ شد. مرحله اول به صورت دفعی و مرحله دوم به صورت تدریجی نازل شده است.

یکی دیگر از استدلال های علامه طباطبایی برای اثبات سخن خود به آیه اول سوره هود است که می فرماید: « کتاب احکمت آیاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر» یعنی قرآن کتابی است که آیات آن محکم قرار داده شده است: و سپس از جانب خداوند حکیم ئ آگاه تفصیل داده شده است.

این آیه ، به طور صریح ، قرآن را  دارای دو مرحله نزول بر می شمارد.

دیدگاه کاوه: چرا امام صادق بیت المعمور را در حدیث خود توضیح نداده است آیا حقیقتاً این حدیث متعلق به امام صادق است؟ اگر می بود انتظار داشتیم معصوم نکته مبهم در گفته خود نیاورد. در حالی که در این حدیث منتسب به امام صادق قضیه بجای روشن شدن مبهم تر شده است. نه تنها قضیه جمع دو متناقض حل نشده است شق سومی هم بدان افزوده شده یعنی ابهام اینکه بیت المعمور چیست و کجاست؟ و بعد نیاز آمده تا دیگران در چیستی بیت المعمور نظریه پردازی کنند. پس شکی نیست که این حدیث قلابی و جعلی است .

آیا جمع نقیضین در نزولهای دوگانه دفعی و تدریجی قرآن

 وجود ندارد ؟چگونه ممکن است یک کتاب هم تدریجی نازل شود وهم یکباره ؟

آیا تقسیم قرآن به سی جزء به گونه ای ترسیم سی روزه

یک ماه رمضان است؟ بنظر می رسد قرآن با قائل شدن

نزول یکباره خود در یک شب یا در یک ماه تلاش کرده است. کلیت یک پارچه ای از کتاب وحی را معرفی کند که تقدس در کل پیکره آن یکدست باشد. یعنی با توجه به سوره های 114 یا 113 گانه قرآن که اکثر آیه هایی معادل معبودها و یا بت های عصر جاهلی دارند.

یعنی کلکسیونی از نامهای معبودهای قبایل گوناگون را به نمایش گذارده است به این وسیله با قائل شدن به نزول یکبارگی قرآن تلاش شده ا ست از بوجود آمدن این توهم در پیروان اولیه جلو گیری کند که آنها گمان نکنند تقدم و تاخر یک سوره یا یک نام ویژه دلیلی بر اهمیت و ارجحیت خدای آن قبیله مخصوص نسبت به خدایان دیگر باشد یعنی سوره ای

 به نام شمس امتیازی برای خورشید پرستان نسبت به

سوره نجم یعنی ستاره پرستان نداشته باشد .

قائل شدن به بیت المعمور به نحوی به زیر سوال بردن

ارتباط مستقیم پیامبر با خدا ست. چون با وجود

 بیت المعمور پیامبر وحی خود را از آنجا دریافت می کرده است. بیت المعمور اگر قلب پیامبر بوده پس قرآن را در این صورت باید زائیده استعدادهای قلبی و نبوغ و الهامات

شخصی او دانست. درست همانگونه که نابغه ها الهامات

 خود را دریافت می کنند. در حالیکه وحی جنبه افاضه دارد

 نه جنبه خود جوشی. و قائل شدن به چیز مبهمی چون

بیت المعمور اساس وحی و ارتباط با خدا را مخدوش می کند. چون هیچ دلیل و اثباتیه ای نداریم که ثابت کنیم آنچه در بیت المعمور ناشناخته وجود داشته و به پیامبر می رسیده حتماً از جانب خدا در آنجا نهاده شده باشد. پس این خیالات خام و نپخته که آشکار نیست چه کسی به اسم معصوم نام حدیث بر آن نهاده نمی تواند توضیحی برای آشتی دادن هرگونه فرود آمدن قرآن به صورت جزئی و کلی باشد.

با یک نمونه شاید بتوان پیشتر رفت: دیوان حافظ یا مولوی شامل غزلیات یا قصاید است که هر کدام در شرایط روحی و زمانی خاصی سروده شده ولی در کل دیوان یک کتاب را می سازد. آیا حافظ یا مولوی می تواند مدعی شود که دیوانشان دارای یک خلقت کلی بوده که در یک شب بر آنها دست داده است. و سپس به مرور هم بروز کرده ؟

مسلماً نمی توان پذیرفت شاید بتوان در مورد آنها گفت: که شاید انتخاب قالب غزل یا قصیده که قالب بخش اعظم کتاب شان است ممکن است در یک شب روی داده است. و این فکر ابتکاری را یک عمر گسترش داده و فربه و بارور تر کرده اند. ولی آیادر مورد قرآن محمد می توان این مطلب را گفت؟

تنها با  اجرای چشم سوم کاوه می توان میان

نزول یک دفعه با نزول تدریجی قرآن به پدیده مبهمی

در این باره اندیشید!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 15:31  توسط کاوه آهنگر  | 

 

18/11/85

جابر: چرا خداوند قبله را تغییر داد؟

مگر دانای مطلق نیست؟

امام صادق: مگر توجه نداشته ای که خداوند احکام را به نوع بشر صادر می نماید.

دیدگاه کاوه : این جواب ممکن است ایراد دار بنظر برسد. چون با وجود علم مطلق خدا پس خدا باید بداند که این بشر چه چیز مطلوبش است و از همان ابتدا قبله اصلی را معرفی می کرد.شاید بتوان گفت که خدا دو دانایی داشته است دانایی اول شامل بخش اول دعوت ولزوم وجودقبله گاهی کهن برای ایمان و گرایش بی چند و چون

مردم به قبله اول که مقبول همه بود و دانایی دوم در بخش دوم یعنی پس از ایمان

همگانی و اتحاد اعراب؛لزوم ایجاد یک قبله کاملاً عربی احساس می شده است

تا  با استقلال از بیگانگان اندیشه ایجالد امپراتوری اعراب به تحقق بپیوندد.

در این باره در بخش مربوط به معنای نام قرآن بیشتر خواهیم ژرفاند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 14:39  توسط کاوه آهنگر  | 

 

محمد (ص) :

بدترین پیروان من کسانی هستند که از ترس شرشان مورد احترام باشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 17:10  توسط کاوه آهنگر  | 

نكته هايي درباره قرآن

قرآن مجيد عظيم ترين وفخيم ترين كتابهاي آسماني است. اين كتاب مقدس با سوره الفاتحه كه هفت آيه، بيست ونه كلمه ،وصد وچهل ودو حرف دارد آغاز ميشود. در اين سوره نه ناسخ است كه نه منسوخ،حروف : خ،ث،ظ،ش،ز،ج،ف،درقرآن نيست.

چندين نام دارد كه فاتحه الكتاب،النور،الشكر،ام الكتاب،امالقرآن فسبع المثاني مشهورترين آنهاست. امتياز اين سوره برديگر سوره ها اين است كه به قول بسياري از مفسران دوبار برحضرت رسل منازل شده،يك باردر مكه ، وديگر بار در مدينه.

اين سوره پس از بسم الله الرحمن الرحيم با آيه الحمدلله رب العالمين آغاز ميشود ،و بايد دانست الحمد لله رب العالمين در شش جاي قرآن عزيز آمده است . اول در همين سوره؛ دوم درآيه45 سوره انعام سوره 6؛ سوم درآيه 10سوره يونس سوره 10؛ چهارم درآيه 75 سوره الزمر سوره 39؛ پنجم درآيه 65 سوره المومن سوره 440ششم درآخر سوره الصافات سوره 37.

برخي از مفسران براين اعتقادند كه قرآن كريم نود ونه نام دارد ،وبراي پروردگار دانا نيز همين شماره نام شمرده اند ؛وشايد به همين مناسب سبحه رانيز نود ونه دانه ميكند.

به قول زركشي اين كتاب عظيم آسماني را پنجاه وپنج نام است. فرقان،نور،ذكر،عظيم،كريم،كتاب،از جمله آنهاست ،اما برخي ازعالمان دين براين باورند كه بيشتر اين پنجاه وپنج كلمه صفت قران است نه نام آن.

كلمه مقدس قرآن كه دانشمندان معاني متفاوتي براي آن برشمرده اند، 58بار دراين كتاب آسماني آمده است: كلمه فرقان هفت بارآمده كه در دو مورد به تورات موسي دوباره به قرآن عظيم اشاره دارد وسه مورد ديگر به معاني ديگر. كلمه كتاب نيز 255 بار در قرآن كريم ذكر شده كه در بيشتر موارد اشاره به اين كتاب مقدس است.

بنا به اعتقاد قريب به اتفاق مفسران وعالمان دين قرآن كريم يك صدوچهارده سوره،سي جزو،120حزب دارد. اما معدودي نيز به دليل اين كه ميان دو سوره انفال وبرائت بسم الله الرحمن الرحيم نيست،آن دو را به يك سوره پنداشته اند وبنابراين باور ايشان شماره سوره هاي قرآن صدوسيزده است. عده اي هم سوره هاي قرآن رابه اختلاف 112، 115و116 شمرده اند.

هريك ازسوره هاي قرآن نام خاص دارد. برخي نيز به تفاوت دو،سه ،چهار وبيشتر اسم دارند. نام بعضي ازسوره ها درزمان حيات حضرت رسول به صورت وحي براو نازل شده، ونام برخي ازسوره ها را پس ازرحلت حضرت پيغمبر صحابه يا عالمان دين معين كرده اند.

بيست ونه سوره ازسوره هاي قرآن عظيم با حروف رمز يا حروف مقطع شروع مي شود. آغازگر سه سوره: سوره هاي «ص» سوره 38،سوره «ق» سوره 50؛ و«ن» سوره 61 يك حرف است؛ سوره هاي چهل،چهل ويكم، چهل دوم، چهل وسوم، چهل وچهارم، چهل وپنجم،چهل وششم، به ترتيب سوره‌هاي مؤمن،فصلت، شوري،زخرف،دخان، جاثيه،احقاف، با دو حرف:((حم)) آغاز مي شود؛ در سوره چهل ودوم پس ازدو حرف((حم))((عسق)) نيز هست وهريك ازاين حروف آغاز گر آيه اي جداگانه است.

سوره هاي بيستم،بيست وهفتم ، وسي وششم به ترتيب با حروف رمز((طه))، ((طس))،و((يس))شروع ميشود. سيزده سوره با سه حرف آغاز مي گردد:سوره هاي دهم، يازدهم،دوازدهم،چهاردهم،پانزدهم،يونس،هود،يوسف،ابراهيم،حجر با (الر))، شش سوره: سوره هاي دوم،سوم،بيست ونهم،سي ام،سي ويكم،سي ودوم، سوره هاي: بقره،
آل عمران،عنكبوت،روم،لقمان،سجده با ((الم))، ودو سوره بيست وششم وبيست وهشتم سوره هاي :الشعراء وقصص با ((طسم)).

آغازگر دو سوره اعراف ورعد سوره هاي هفتم وسيزدهم چهار حرف رمز است سوره اعراف با((المص))، سوره رعد با چهار حرف مقطع((المر)) شروع ميشود. سوره مريم،سوره نوزدهم با پنج حرف رمز‌((كهيعص)) وسوره فصلت سوره چهل ويكم با پنج حرف مقطع ((حمعسق)) آغاز
مي گردد.

بنابرآنچه گفته شد در سراسر قرآن مجيد آغاز گر بيست ونه سوره حروف رمز است وشماره اين حروف مقطع بدون احتساب حروف مكرر، چهارده يعني درست نصف مجموع حروف تهجي است؛ وحروف((الف))،((ل))،((م))،((ح))،((ر))،((س))،((ط))،((ط))،((ه))،((ي))،((ع))،((ق))،((ك))،((ن)) به ترتيب يكي بيش ازديگري در فواتح سوره ها آمده است.

درابره علت وحكمت شروع برخي سوره ها با حروف رمز آراي متفاوتي بيان شده است. برخي ازمفسران براين باورند كه معني وسبب جاگيري اين حروف رادراين مقامها،تنها پروردگار بزرگ ودانا مي داند،ورمزي است كه خداي متعال به جهتي خاص كه هيچ كس از حقيقت آن آگاه نيست برگزيده است؛ وبرخي براين اعتقادند كه قصد پروردگار ازآوردن اين حروف درفواتح برخي سوره ها اين است كه همه كس دريابد آيات قرآن كه از مجموع اين حروف وحروف ديگر تركيب يافته چنان از جهت لفظ ومعني به كمال است كه هر دانشوري چندان كه برزبان مسلط باشد وبكوشد، هرگز نمي تواند بدان استواري آيه اي بياورد.

دسته اي نيزمعتقدند حروف رمزي كه در فواتح بعضي سوره ها آمده بيانگر اين راز ومعني است كه آن حروف به ترتيب درآن سوره بيشتر آمده است. مثلاٌ در سوره بقره كه با ((الف))،((ل))،((م)) آورده شده حرف((الف)) بيش ازحرف((ل)) وحرف((ل)) بيش از حرف ((م)) وحرف((م)) بيشتر ازحروف ديگر آمده است.

درسوره هاي ديگر هم كه با حروف رمز آغاز شده همين ترتيب جاري است.

پس ازحروف مقطع به تصريح يااشاره نام قرآن عظيم آمده است بدين گونه:
ذلك الكتاب؛ تلك آيات الكتاب؛ والقرآن المجيد.

سوره هاي قرآن مجيد به دو دسته مكي ومدني تقسيم ميشود. درباره مكي يا مدني بودن سوره ها ياآيه هاي قرآن عزيز،عالمان دين ومفسران عقايد متفاوتي بيان كرده اند كه اين مقالت گنجايش شرح همه را ندارد. جامع ترين وبهترينشان اين است كه:

همه سوره ها وآيه هايي كه پيش ازهجرت حضرت رسول ازمكه به مدينه،براو نازل شده مكي است،وديگر سوره هاوآيات، اعم ازاين كه درمدينه يا در سفره،يادر سال فتح مكه،يادر سال حجه الوداع ، برپيغمبر اكرم نازل شده،همه مدني است.

بادر نظر گرفتن ضوابط وملاحظات ديگر نيز مي توان سوره ها وآيه هاي مكي ومدين رااز يكديگر بازشناخت ،به اين شرح:

هرسوره –سواي سوره بقره-اي كه درآن داستان زندگي پيغمبران آمده است مكي است .

سوره هايي كه درآن سجده مكي است.

هر سوره اي كه كلمه ((كلا))درآنست مكي است. يكي ازشاعران عرب دراين باره گفته است:

ومانازلت ((كلا))بيثرت فاعلمهن        ولم تات فالقرآن في نصفه  الاعلي

سوره هايي كه با كلمات مقطعه ((الم))،((الر))،((حم))،((كهيعص)) وامثال آن آغاز شده، جزسوره رعد-سوره سيزدهم-كه در مكي يا مدني بودن آن اختلاف است همه مكي است.

سوره هايي كه درآن جمله «يا ايها الناس» آمده است مكي است؛ جز سوره بقره كه در آيه هاي 21 و168آن،ودر سوره النساء، كه درآن «يا ايها الناس» مدني است.

درسوره هاي مكي سوگند زياد آمده است.

هرسوره هاي مكي غالباً كوتاه وآهنگين است.

هر سوره اي كه درآن جمله «يا ايها الذين آمنو» آمده، مدني است جزسوره حج كه درمكي يامدني بودن آن اختلاف است. اين نيز گفتني است كه جمله «يا ايها الذين آمنوا» كه در هشتاد وهشت آيه قرآن مجيد آمده، خاص خطاب مسلمانان بوده،وامتهاي ديگر با لفظ اصحاب وقوم ومانند اينها خطاب شده اند.

اين نكته نيز دانستني است كه آغاز بعضي ازسوره هاي قرآن آيات مدني، وديگر آياتش مكي است، واين بيانگر اين معني است كه آيات قرآن مجيد برحسب سنجش زمان نزول ،ترتيب نيافته است. ميان برخي ازسوره هاي مكي نيزآيات مدني جاي دارد كه به احتمال قوي هنگام سفر،بر حضرت نازل شده است. ازجمله:

آيه هاي 50،48،33،17 سوره القلم،سوره 68 مدني است.

آيه هاي 20،11،10، سوره الزمل سوره 73مدني است.

آيه 48سوره المرسلات سوره 77مدني است.

آيه 38سوره ((ق)) سوره 50مدني است.

آيه هاي 44و46 سوره القمر سوره 54مدني است.

آيه هاي 163و170 سوره الاعراف سوره 7مدني است.

آيه 45سوره ((يس))سوره 36مدني است.

آيه هاي 68و70 سوره الفرقان سوره 25مدني است.

آيه هاي 58و71سوره مريم،سوره 19مدني است.

آيه هاي 130و131 سوره ((طه))سوره 20مدني است.

آيه هاي 81و82 سوره الواقعه سوره 56مدني است.

آيه هاي 227،224،197 سوره الشعراء سوره 26 مدني است.

آيه هاي 85،55،52 سوره القصص، سوره 28 مدني است.

آيه هاي 80،73،57،33،32،26 سوره الاسراي سوره 17مدني است.

آيه هاي 96،94،40 سوره يونس سوره دهم مدني است.

آيه هاي 114،17،12 سوره هود،سوره 11مدني است.

آيه هاي 7،3،2،1 سوره يوسف،سوره 12مدني است

آيه هاي 87 سوره الحجر سوره 15مدني است.

آيه هاي 153،151،141،114،93،91،23،20 سوره الانعام ،سوره 6مدني است.

آيه هاي 29،27 سوره لقمان 31 مدني است

آيه 6سوره سبا،سوره 36مدني است

آيه هاي 54،52 سوره الزمر سوره 39مدني است.

آيه هاي 57،56 سوره المومن سوره 40مدني است

آيه هاي 27،25،23 سوره الشوري سوره 42مدني است.

آيه 54سوره الزخرف سوره 43مدني است.

آيه 14سوره الجاثيه سوره 45مدني است.

آيه هاي 35،15،10 سوره الاحقاف سوره 46مدني است.

آيه هاي 101،83،28 سوره الكهف سوره 18مدني است.

آيه هاي 128،126سوره النحل سوره 16مدني است.

آيه هاي 29،28 سوره ابراهيم سوره 14مدني است.

آيه هاي 20،16 سوره السجد سوره 32مدني است

آيه 17سوره الروم سوره 30مدني است.

آيه هاي 11،1 سوره العنكبوت سوره 29مدني است.

آيه هاي 4و7سوره الماعون،سوره 107مدني است.

آيه 32سوره النجم سوره 53مدني است.

ونيز درخور دانستن است كه:

آيه 281سوره بقره، سوره دوم در حجه الوداع برحضرت رسول نازل شده است.

آيه هاي 30و36سوره الانفال سوره 8مكي است.

آيه 13سوره محمد (ص)درراه هجرت برحضرت پيغمبر فرستاده شده است.

آيه هاي 55،52 سوره الحج،سوره 22بين راه مكه به مدينه‌حضرت رسول نازل شده است.

آيه 3سوره مائده ،سوره پنجم در حجه الوداع بر پيغمبراكرم نازل شده است.

درباره عده آيات وكلمات وحروف قرآن اقوال وروايات مختلف آمده كه شرح آن سخن رابه درازا
 مي كشاند. مختصر اين آيات قرآن مجيد را 6204-6666 ، عده كلمات آن را 77934،77439،77437،77277،76440 وشماره حروفش رابه اختلاف 321250،320210،300690 نوشته اند، وآورده اند كه حجاج بن يوسف در زمان حكومت خويش گروهي بزرگان دين وحافظان وقاريان قرآن درابه شمردن آيات وكلمات كتاب آسماني مامور كرد،واين گروه پس ازاين كه مدتي دراين كار كوشيدند،اعلام داشتند كه قرآن كريم 6220 آيه و325072 حرف دارد. اما به اعتقاد برخي از محققان وعالمان دين كه قولشان معتبر وحجت است قرآن كريم داراي 114سوره،6236 آيه، 77701كلمه و323671حرف است، وهريك از حروف تهجي به شرح زير دراين كتاب مقدس آمده است.

الف48800،((ب))11201،((ت))10199،((ث))1276،((ج))3272،((ح))3992؛((د))5642؛((ذ))4699؛((ر))11793؛((ز))1570؛((س))5891؛((ش))2253؛((ص))2081؛((ض))2607؛((ط))1274؛((ظ))8042؛((ع))9020؛((غ))7499؛((ف))8497؛((ق))6823؛((ك))10534؛((ل))32542؛((م))26135؛((ن))20360؛((و))25536؛((ه‌))10909؛((ي))25919.

براساس اين شمارش درقرآن كريم حرف((الف)) ازديگر حروف ازديگر حروف بيشتر، وحروف ((ط))ازديگر حروف كمتر آمده، ومراتب 26 حرف ديگر ازنظر تكرار بدين قرار است:

((ل))،‌ ((م))، ((و))، ((ن))، ((ر))، ((ب))، ((ك))، ((ت))، ((ع))، ((ف))، ((ظ))، ((غ))، ((ق))، ((س))، ((د))، ((ذ))، ((ح))، ((ج))، ((ض))، ((خ))، ((ش))، ((ص))، ((ه))، ((ز))، ((ث)).

جدول صفحه بعد نمايانگر ترتيب سوره ها،نام سوره ها،محل نزول سوره ها،ترتيب نزول سوره ها، ترتيب نزول سوره ها، عده آيات وكلمات وحروف هرسوره است.

يادآوري اين نكته بجاسب كه سوره هاي قرآن به ترتيبي كه اكنون هست برحضرت رسول نازل نشده، وپس ازرحلت حضرت رسول سوره ها بدين صورت دنبال هم آمده است.

به طور كلي آيات قرآن به تشخيص وفرمان پيغمبر اكرم در سوره ها جاي گرفته وراي وسليقه صحابه درترتيب آنها هيچ دخالتي نداشته ، اما درمقدم وموخر شدن سوره ها بي گمان صحابه عقيده وسليقه خويش رابكار برده اند. به عبارت ديگر به اعتقاد مفسران ترتيب سوره ها اجتهادي است نه توقيفي.

ابنالنديم در الفهرست آورده است كه در زمان حضرت رسول اكرم، علي بن ابيطالب، ابي بن كعب، معاذبن جبل، ابوزيد ثابت بن زيد، ثابت بن ضحاك،ابودردا، عبيدبن معاويه بن زيد، سعدبن نعمان به جمع كردن قرآن مجيد پرداختند. پس از رحلت حضرت پيغمبر چون ابوبكر به خلافت نشست زيدبن ثابت را احضار، وبه جمع آوري قرآن مامور كرد. زيد همه آيات رااز روي نوشته هايي كه برپاره سنگهاي پهن ونازك ، پوست وشاخه هاي درختان خرما وديگر چيزها بود،وازآنچه مردمان ازبرداشتند جمع آوري كرد. عمر پس ازمرگ ابوبكر قرآن را كه بدين ترتيب فراهم آمده بود در اختيار گرفت وچون مرگش نزديك شد آن را به دخترش حفصه سپرد. عثمان درزمان خلافتش آن كتاب مقدس رااز حفصه گرفت وبه زيدبن ثابت وعبدالله بن زبير، وعبدالرحمن بن حارث وسعيد بن عاص دستورداد كه از روي آن نسخه برداري كنند.

بنابه قولي ديگر چون درزمان خلافت عثمان قاريان، قرآن رابه اختلاف مي خواندند او نسخه هايي را كه يكسان نبود جمع آوري كرد وصحابه ومفسران وقاريان رابه ترتيب دادن سوره ها دعوت كرد. چون اين كار به پايان رسيد نسخه هايي كه نظمي مخالف داشتند به آب گرم وسركه خيساند ودر دجله ريخت. سپس خوشنويسان را نشاند تا ازروي نسخه اي كه مرتب شده بود، چندين نسخه بنويسند و وقتي اين مهم انجام يافت يك نسخه به بصره،يكي به مكه، يكي به مدينه،يكي به بحرين، يكي به مصر،يكي به يمن،ويكي به شام فرستاد تا خوشنويسان ازروي آن نسخه ها كتابت كنند.

نخستين آياتي كه جبرئيل امين ازسوي رب جليل بر پيغمبر اكرم نازل كرد پنج آيه اول سوره علق-سوره96- وآخرين سوره اي كه برآن حضرت نازل شد سوره نصر سوره 110بودكه سه آيه ،19كلمه ، و77حرف دارد.

برخي ازدانايان علم دين براين باورند آخرين آيه اي كه بررسول اكرم نازل شد دويست وهشتاد ويكمين آيه سوره بقره است:« واتقوا يوماً ترجعون فيه الي الله ثم توفي كل نفسِ ما كسبت وهم لا يظلمون- بهراسيد ازآن روزكه در پيشگاه خدا مي آييد، وهر كس پاداش وجزاي كارهاي خودرا مي گيرد، وبرهيچ كس ستمي نمي رود» ونزول اين آيه كمتر ازبيست روز پيش از رحلت حضرت رسول بود.

بنا به مصداق آيه شريفه - ولقد صرفنا في هذا القرآن للناس من كل مثل- قسمتي ازآيه 54سوره كهف سوره 18-وآيه : ولاحبه في ظلمات الارض ولارطب ولايا بس الا في كتاب مبين-قسمت آخر آيه 59سوره الانعام ،سوره 6هيچ دانه در زير تاريكيهاي زمين، وهيچ تروخشكي نيست،جز آن كه دركتاب مبين مسطور است.-هرچه درباب دين وشريعت لازم بوده در نص قرآن يا در ضمن آن آمده است.

شمس الائمه درامالي آورده است كه ازمجوع آيات قرآن هزار آيه در حكم وفرمان است، هزار آيه در نهي ازكارهاي ناسزاوار،هزار آيه وعد است وهزار آيه وعيد، هزار آيه به بند ومثل وعبرت اختصاص دارد،وهزار آيه به حكمت وقصه وخبر،ديگر آيات قرآن در عذر خطيئات واذكار ودعوات است.

قصصي كه درقرآن عظيم آمده همه دلنشين وره اموز زنده گيست. به اعتقاد بيشتر عالمان دين ومفسران ميان قصه هاي بلند وكوتاه قرآن دو داستان يوسف واصحاب كهف امتيازخاص دارد. قصه يوسف كه احسن القصص است ازآغاز تابه انجام دريك سوره آمده. سوره يوسف دوازدهمين سوره قرآن است؛ 111آيه،1766كلمه7166 حرف دارد، ودرآن از حلال وحرام وامرونهي سخن نرفته است. داستان اصحاب كهف نيز قصه اي آموزنده وزيباست ودر سوره الكهف ومسائلي كه درقرآن عزيز ازآن سخن رفته است نه آسان است ونه دراين مقالت كوتاه لازم، اما ياد كرد برخي ازآنها رواست.

اين آيات درباره پرهيزگاري است: آيه هاي 237،212،203،197،177،103،5،2 سوره دوم، سوره بقره؛ آيه هاي123،120،102،75،17،15،200،198،186،179،138،136،133،130،125 سوره آل عمران ،سوره سوم-آيه هاي 131،128،1 سوره النساء،سوره چهارم؛آيه هاي : 108،100،93،92،88،57،46،35،27،11،8،7،4،2 سورهالمائده ،سوره پنجم-آيه هاي:  153،72،69،51،32 سوره الانعام ،سوره ششم-آيه هاي :201،169،156،126،96،35،26 سوره الاعراف سوره هفتم-آيه هاي 34،29،1 سوره الانفال،سوره هشتم.آيه هاي 123،119،109،108،36،7،4 سوره التوبه ،سوره نهم.آيه هاي :62،31،6 سوره يونس،سوره دهم. آيه :49 سوره هود سوره يازدهم.آيه هاي 109،90،57 سوره يوسف،سوره دوازدهم.آيه 35 سوره الرعد سوره سيزدهم.آيه :48،45 سوره الحجر سوره پانزدهم.

آيه هاي 127،31،30،2 سوره النحل سوره شانزدهم.آيه هاي: 98،85،72،63. سوره مريم سوره 19. آيه هاي 113،132 سوره طه سوره بيستم.آيه هاي 49،48 سوره الانبياء سوره بيستويكم. آيه هاي :37،32،1 سوره الحج، سوره بيست و دوم.آيه هاي: 52،34 سوره النورسوره بيست وچهارم.آيه‌هاي: 75،72،15 سوره الفرقان سوره 25.ايه هاي 184،132،131،108،90،11 سوره الشعرا سوره بيست وششم. آيه 53سوره النمل سوره بيست وهفتم،آيه 83سوره القصص سوره بيست وهشتم.آيه 31سوره الروم سوره سي ام .

آيه 33سوره لقمان سوره سي‌ويكم.آيه هاي 70،35،1 سوره الاحزاب سوره 33.آيه 45سوره يس سوره سي وششم.آيه هاي 54،49 سوره ص سوره سي وهشتم .آيه هاي 73،61،33،20،16،10 سوره الزمر سوره سي ونهم.آيه 48 سوره فصلت سوره 41-آيه هاي 67،35 سوره الزخرف سوره چهل وسوم.آيه هاي 57،51 سوره الدخان سوره چهل وچهار.آيه 19 سوره الجاثيه سوره چهل وپنجم،آيه هاي 36،17 سوره محمد سوره چهل وهفتم.آيه 26 سوره الفتح سوره 48- آيه هاي 13،12،10،3،1 سوره الحجرات سوره چهل ونهم.

آيه هاي 35،31 سوره «ق» سوره پنجاهم.آيه هاي 19،15 سوره الذاريات،سوره پنجاه ويكم. آيه هاي 20،17 سوره الطور سوره پنجاه و دوم.آيه 55 سوره القمر سوره پنجاه وچهار.

آيه 28سوره الحديد سوره پنجاه وهفت. آيه 9سوره المجادله سوره پنجاه وهشتم. آيه هاي 18،9،7 سوره الحشرسورهپنجاه ونهم.آيه 16 سوره التغابن سوره شصت وچهارم. آيه هاي 10،5،4،2 سوره الطلاق سوره شصت وپنجم.آيه 6سوره التحريم سوره شصت وشش .

آيه 34 سوره القلم سوره شصت وهشتم.آيه هاي 4،3 سوره نوح سوره هفتاد ويك. آيه 56 سوره المدثر سوره هفتاد وچهارم.آيه هاي 22،6 سوره الدهر سوره هفتادوششم.آيه هاي 44،41 سوره المرسلات سوره هفتاد وهفتم.آيه هاي 36،31  سوره النباء سوره هفتاد وهشت. آيه 9سوره الشمس سوره نودويك،آيه هاي 21،17،7،5 سوره الليل سوره نود ودوم. آيه هاي 12،11 سوره العلق سوره نودوششم.آيه 5سوره البينه سوره نودوهشتم.

دراين آيات به صفت پاكيزه عفت وپاكدامني اشاره شده است: آيه 273 سوره البقره سوره دوم.
آيه ‌‌هاي 25،6 سوره النساء سوره چهارم.آيه پنج سوره المائده سوره پنجم.آيه هاي30،7،5،1 سوره المومنون سوره بيست وسوم. آيه هاي 60،33،30 سوره النور سوره بيست وچهارم. آيه هاي 35،31،39 سوره المعارج  سوره هفتادم.

دراين آيات اشارتي است به فروتني، آيه 88 سوره الجر سوره پانزدهم.آيه 37سوره الاسري سوره هفدهم. آيه 30سوره النور سوره بيست وچهارم آيه 63 سوره الفرقان سوره بيست وپنجم.آيه 215 سوره الشعراء سوره بيست وششم.آيه هاي 19،18 سوره لقمان سوره سي ويكم.
دراين آيه ها به دروغ ودروغگويي كه صفت بسيار بدي است اشاره رفته است.

آيه 10سوره الاعراف، سوره هفتم.آيه 24 سوره الانعام سوره ششم.آيه 77سوره التوبه سوره نهم .آيه 105 سوره النحل سوره شانزدهم.آيه سي ام سوره الحج سوره بيست ودوم. آيه 3 سوره الزمر سوره سي ونهم.آيه هاي 3،2 سوره الصف سوره شصت ويكم.

در 159آيه قرآن كريم به نماز و وجوب آن اشارت شده، در70آيه وصف بهشت آمده، ودر 46آيه ازصفت نيكوي بخشش سخن رفته است. همچنين در 67 آيهبه فضيلت شكيبايي،در 28آيه به وفاي به عهد، در12آيه به كاروكوشش رفته است. ازامر به معروف ونهي ازمنكر،نيزدر 21آيه وازداوري به عدل در 25آيه، به احكام زناشويي در 23آيه اشاره شده است.

درباره مسائل واحكام وصفتهاي نيك وبد ديگر،آنچه لازم بدين ونظامات زندگي اجتماعي است نيزبه تفاوت آياتي آمده است.

كلمه شريفه الله، بزرگترين نام پروردگار بزرگ 2697بار درقرآن كريم كتاب آسماني مسلمانان آمده است-اللهُ 980بار،اللهَ 592بار،اللهِ1125بار-وشگفت اين كه در سه سوره القمر سوره 54،وسوره الرحمن سوره 55، وسوره الواقعه سوره 56كه به ترتيب درپي هم است، وروي هم 229 آيه دارند نام الله نيست.

درآيه هاي 15تا 26 سوره عبس-سوره هشتاد، حرف«و»، ودرآيه هاي 22،21،20،19 سوره المدثر سوره هفتاد وچهار حرف الف نيست. اين آيه : الهكم اله واحد لا اله الاهو كه 21 حرف دارد نقطه دارد. دراين آيه: وقل للمومنات يغصصن من ابصارهن ويحفظن فروحهن ولايبدين زينتهن الا ما ظهر منها وليضربن بخمر هن علي ما جيوبهن ولا يبدينزينتهن الا بعولتهن اوابائهن اواباءبعولتهن اوابنائهن اوابنا بعولتهن او اخوانهن او بني اخوانهن اوبني اخواتهن او نسائهن اوما ملكت ايمانهن اوالتابعين، غير اولي الاربه من الرجال او الطفل الذين لم يظهزوا علي عورات النساء ولا يضربن بار جلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن وتوبوا الي الله جميعاً آيه المومنون لعلكم تفلحونَ 47«ن» وجود دارد.

دردو آيه 154 سوره آل عمران سوره 3 وآيه 29 سوره فتح 48 همه حروف تهجي آمده است ،ودرديگر آيه هاي قرآن مجيد اين اختصاص وجود ندارد.

كل في.....  كه قسمتي ازآيه 40سوره «يس» است، وربك فكبر را كه آيه سوم سوره المدثر است اگر مقلوب بخوانيم با اصل آن تفاوت ندارد.

درازترين سوره هاي قرآن سوره بقره سوره دوم است كه 286 آيه و6221 كلمه دارد وانفاق را درازترين آيات قرآن كريم كه 170كلمه، 540حرف دارد، ودرباره وام خواستن است هم‌دراين سوره است،آيه 282.

فاسقينا كموه كه يازدهم حرف دارد ودرازترين كلمات قرآن مجيد است درآيه 22سوره الحجر سوره پانزده است.

اين نيز گفتني است كه برخي كلمات قرآن وبعضي حروف مقطع آغاز گر برخي سوره ها خود آيه اي جداگانه است مانند «طه»،«يس»، مدهامتان.

دو فعل قالو-گفتند-وقل-امر خداوند بزرگ به حضرت رسول،برابر،وهر كدام 332 باردراين كتاب مقدس آمده است.

به اعتقاد بسياري ازمفسران وعالمان دين آيه شريفهان الله يامر بالعدل والاحسان وايتاء ذي القربي وينهي عن الفحشاء والمنكر والبغي يعظكم لعلكم تذكرون آيه نودم سوره النحل سوره 16 جامع ترين آيات قرآن كريم است زيرا خداوند دانا ومهربان دركمترين كلمات شش دستور مهم زندگي فردي واجتماعي را كه گراييدن وكار بستن عدل ونكوكاري وبخشش به خويشاوندان وپرهيز اززشتكاري وستمگري ومنكرات است، به مردمان داده است.

بر بيشتر پيامبران پيش ازحضرت رسول مجموع قوانيني كه ازسوي رب جليل به تبليغ آن مامور بودند يكباره نازل شده، اما قرآن عزيز يك آيه يك آيه، دو آيه دوآيه، سه آيه سه آيه يا چند آيه در مدت بيست وسه سال گاه درمكه،زماني درمدينه،درحالات وزمانهاي متفاوت،درسفر، درحضر، به گاه پيروزي ياشكست، در جنگ يازمان صلح، در شب ياروز برپيغمبر نازل شذه است،وآيه انا انزلنا في ليله القدر گوياي اين واقعيت است كه آغاز نزول آيات قرآن برحضرت رسول شب قدر بوده است.تنها سوره الانعام سوره ششم به قول چند تن از مفسران يكباره نازل شده است.

بنابه قول گروهي ازعالمان دين يكي ازموجباتي كه تورات دريك باربر موسي نازل شده وقرآن
اندك اندك برحضرت رسول فرستاده شده اين است كه موسي خواندن ونوشتن مي دانست  وحضرت محمد امي بود ودريافتن قرآن دريك بار شايد بروي‌آسان نبود.

افزودن براين نزول تدريجي آيات قرآن نيك بينديشند وبه خاطر بسپارند.

ازميان پيغمبران كه نامشان درتورات آمده اسم اين پيغمبران درقرآن عظيم آمده است :آدم 17بار،ابراهيم 60بار،ادريس4بار،اسحاق 16بار، اسماعيل17 بار،الياس3بار، ايوب6بار،داود17بار،زكريا7بار،سليمان11بار، لوط 33بار،موسي 81 بار،
 نوح42 بار،هود25بار،يعقوب27بار،يوسف 4بار،يونس10بار.

نام عيسي نيز32بار درقرآن آمده است. اين نكته نيز گفتني است
 كه اسامي همه پيغمبران جزشش پيغمبر: شعيب،هود،لوط،صالح،نوح،
 محمد همه غير مصرف است.

پروردگار يكتاي دانا در پانزده سوره ازسوره هاي قرآن به چيزهاي
گوناگون سوگند خورده است به اين
 شرح :

 

 

درسوره الصافات

سوره 33

سوگند به فرشتگان

در سوره والذاريات

سوره51

سوگند به باد

در سوره والطور

سوره 52

سوگند به كوه

در سوره النجم

سوره 53

سوگند به ستارگان

در سوره المرسلات

سوره 77

سوگند به فرشتگان

درسوره النازعات

سوره 79

سوگند به فرشتگان

در سوره البروج

سوره 85

سوگند به آسمان

در سوره الطارق

سوره 86

سوگند به آسمان

در سوره الفجر

سوره 89

سوگند به سپيده دم

در سوره والشمس

سوره 91

سوگند به خورشيد وتابش آن.

در سوره والليل

سوره 92

سوگند به شب وروز

درسوره‌ والضحي

سوره 93

سوگند به چاشتگاه وشب وروز

در سوره والتين

سوره 95

سوگند به انجير وزيتون

در سوره العاديات

سوره 100

سوگند به اسبان تيزتك

در سوره والعصر

سوره103

سوگند به عصر

 

قرآن مجيد خالي ازناسخ ومنسوخ ومحكم ومتشابه نيست. درشرع معني نسخ برداشتن حكم است. يكي ازموارد نسخ برگرداندن جمله است. عالمان دين نوشته اند:

حضرت رسول سيزده سال درمكه،ونوزده ماه درمدينه روبه‌بيت المقدس نمازمي گزارد اما ازاين كه روبه جانب قبله جهودان نماز مي خواند پيوسته افسرده خاطر ودلگير بود وچشم به آسمان مي داشت مگر جبرئيل ازسوي پروردگار دستور تغيير قبله را بياورد. تا اينكه جبرئيل فرود آمد واين آيت را آورد:

قد نري تقلب وجهك في السماء فلنولينك قبله ترضيها فول وجهك شطر المسجد الحرام وحيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره وان الذين اوتو الكتاب ليعلمون انه الحق من
ربهم وما الله بغافل عما يعلمون
(ما توجه تورا بر آسمون به انتظار وحي وتغيير قبله بنگريم والبته روي تو به قبله اي كه بدان خشنود شوي بگردانيم. پس روي توبه طرف مسجد الحرام، وشما مسلمين هركجا باشد درنماز روي بدان جانب كنيد. وگروه اهل كتاب بخوبي مي دانند كه اين تغيير قبله به حق وراستي ازجانب خداست نه به دلخواه كس، وخدا غافل از كردار آنها نيست.

جبريل در حالي كه حضرت رسول دو ركعت نماز ظهر رابه جار آورده بود دست پيغمبر را گرفت وروي وي رابه جانب كعبه كرد. چون مكه در جنوب بيت المقدس است پس ازاين كه حضرت رسول به فرمان رب جليل روي خود رابه جانب كعبه برگرداند  زنان كه در عقب مردان به نماز ايستاده بودند درجلوي قرار گرفتند.

مدت عده  داري زنان شوي مرده طبق آيه 240 سوره بقره: والذين يتوفون منكم ويذرون ازواجا وصيه لازواجهم متاعا الي الحول غير اخرج فان خرجن فلاجناح عليكم في ما فعلن في انفسهن من معروف والله عزيز حكيم(مرداني كه بميرند وزنانشان زنده مانند بايد وصيت كنند كه آنها راتايك سال نفقه دهند وازخانه شوهر بيرون نكنند. پس اگر زنها خارج شوند شما را گناهي نيست ازآنچه آنها درباره خود در حدود شرع بگزينند منعشان مكنيد وخدا بركارتوانا وبه مصالح خلق داناست.) اول يك سال بوده وسپس اين مدت طبق آيه 234 سوره بقره به چهار ماه وده روز تقليل يافته است: والذين يتوفون منكم ويذرون ازواجاً يتربصن بانفسهن اربعه اشهر وعشرا فاذا بلغن اجهلن فلا جناح عليكم فيما فلعن في انفسهن بالمعروف والله بما تعلمون خبيرُ (مرداني كه بميرند وزنانشان زنده مانند آن زنان بايد از شوهر كردن خودداري كنند تا مدت چهار ماه وده روز بگذرد.پس ازانقضاي اين مدت برشما گناهي نيست كه آنها در حق خويش كاري شايسته كنند. )

مجازات زنان زاني نيز از صورتي به صورت ديگر تغييريافته بدين شرح كه نخست درآيه 15سوره نساء سوره چهارم آمده است كه واللاتي يا تين الفاحشه من نسائكم فاستشهدوا عليهن اربعه منكم فان شهدوا فامسكوهن في البيوت ححتي يتوفيهن الموت اويجعل الله لهن سبيلاً (زناني كه عمل ناشايسته كنند چهار شاهد مسلمان بر آنها بخوانيد چنانچه شهادت دادند دراين صورت آنان رادر خانه نگهداريد تازماني كه عمرشان به پايان رشد يا خدا براي آنها راهي پديد گرداند)، وآيه دوم سوره نور سوره 24 مجازات زن ومرد زاني را چنين معين كرده است: الزانيه والزاني فاجلد واكل واحد منهما مائه جلده ولا تاخذ كم بهما رافه في دين الله ان كنتم تومنون بالله واليوم الاخر وليشهد عذابهما طائفه من المومنين . بايد شما مومنان هريك ازمردان وزنان زناكار رابه صد تازيانه تنبيه كنيد وهرگز درباره آنان دردين خدا رأفت وترحم روا مداريد اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد وبايد عذاب آن بدكاران را جمعي ازمومنان مشاهده كنند.

پروردگار بزرگ درآغاز بعثت حضرت رسول رابه رفق ومدارا با مشركان خوانده است: وقل لعبادي يقولوا التي هي احسن ان الشيطاان ينزغ بينهم ان الشيطان كان للانسان عدوا مبينا* ربكماعلم بكم ان يشا يرحمكم او ان يشا يعذبكم وما ارسلناك . عليهم وكيلاً (آيه هاي 53 و54 سوره الاسراء)
(واي محمد بگو بندگانم را كه هميشه درمقام تكلم سخن بهتر رابرزبان آريد كه شيطان چه بسيار به يك كلمه زشت ميان شما دشمني بر مي انگيزد زيرا دشمني او با آدميان آشكار است. خدا صلاح حال شما را بهتر ازشما مي داند اگر بخواهد به شما لطف ومهرباني كند واگر بخواهد عذاب ومجازات فرمايد وما ترا-اي محمد- وكيل ونگهبان بندگان قرار نداديم( برتو تنها رسالت واتمام حجت است.) تا آنان رابه جبر به اسلام بداري.

اما اين نرمش دوام زياد نيافت وپس ازمدتي اين آيه به اين آيه كه آيه قتال نام گرفته منسوخ شد: يا ايها النبي حرض المومنين علي القتال ان يكن منكم عشرون صابرون يغلبوا ماتين وان يكن منكم مائه يغلبوا الفا من الذين كفروا بانهم قوم لايفقون(آيه 65 سوره الانفال).

اي رسول مومنان رابه جنگ با كافران ترغيب كن كه اگر بيست نفر شما صبور وپايدار باشيد بر دويست نفر از دشمنان غالب خواهيد، واگر صد نفر بوده بر دو هزار نفر كافران غلبه خواهيد شد، واگر صد نفر بوده بردو هزار نفر كافران غلبه خواهيد كرد زيرا آنها قومي بي دانش اند.

يكي از امتيازات چشمگير قرآن مجيد بر ديگر كتابهاي آسماني فصاحب وبلاغت آنست، وچون اين دو صفت والا آن گاه بهتر وروشن تر نمايان مي‌گردد كه به همان زبان  عربي باشد بسياري از بزرگان دين  از صدر اسلام برگرداندان آن رااز زبان تازي به زبانهاي ديگر جايز نمي دانستند، اما وقتي ملتهاي ديگر جزتازيان به دين حنيف اسلام گرويدند عالمان دين روا داشتند مردمان هر كشور قرآن رابه زبان خود ترجمه كنند تا فهم ودرك معاني بلند آن برايشان آسان گردد.

به قول جماعتي تفسير قرآن ازنيمه دوم قرن اول معمول شد. به اعتقاد گروهي ازمفسران اول كسي كه تفسير نوشت ابونصر محمد بن السائب يكي ازياران حضرت امام محمد باقر بود.

ظاهراً كهن ترين ترجمه وتفسير آيات قرآن كريم به زبان فارسي آنست كه ابوجعفر محمد بن جرير طبري رشته تحرير درآورده وازآن پس ترجمه ايست كه نسخه خطي ناقص آن در شهر علمي كمبريج انگلستان مضبوط است، وديگر تفسير معتبر ومفصل سورآبادي است.

گفتني است اول كس آشكارا وبه صورت بلند قرآن خواند عبدالله بن مسعود بود. او اگرچه كوچك اندام بود آوازي خوش ورسا وپرطنين داشت. وقتي ياران پيغمبر اكرم گفتند: كسي ازما بايد قرآن رابه صورت بلند بخواند عبدالله دواطلب شد رو سوي كعبه كرد وسوره الرحمن رابا صداي رسا خواند.

نوشته اند عمر اقطع بااين كه دست راست نداشت ازخوشنويسان زمان خودبود. او با دست چپ با خط غبار قرآني نوشت كه ازبس كوچك بود در جاي نگين انگشتري جاي مي گرفت. آن رابه اميد گرفتن صله اي شايان نزد اميرتيمور گوركان برد. اما سلطان بدين بهانه كه عمر كلام خدا رابه خط‌ريز آن چناني نوشته بود به وي التفات نكرد. اقطع جبران رابه نوشتن قرآني پرداخت كه درازاي هر سطرش يك ذرع وده گره بود. هر صفحه اين قرآن هفت خط داشت. فاصله بين سطرها چهار يك ذرع، وقط قلم صد يك ذرع بود. عمر اقطع درمدت چهار سال ونيم كتابت اين قرآن رابه پايان برد، وپس ازاين كه با ظرافت وهنرمندي شگفت انگيزي تذهيب وجلد كرد بر گردونه اي نهاد وروانه دولتخانه تيمور شد.

سلطان چون خبر يافت عده اي ازعلماي دين وبزرگان دربار را پياده به پيشباز فرستاد وبه عمر اقطع كه چنين اثر بزرگي را به وجود اورده بود پاداش سنگيني بخشيد، و وي رااز مقربان خويش كرد.

در سال 1547 ميلادي اندرآ آريوابنه ...................................... ترجمه قرآن رابه زبان ايتاليايي منتشر كرد وظاهراً اين نخستين ترجمه قرآن كريم به زبان ايتاليايي است. اين ترجمه را شوايگر نامي به زبان آلماني برگرداند، واين ترجمه به سال 1641 به زبان هلندي به طبع رسيد. فراكاسي ......... نيز قرآن عظيم را به زبان ايتاليايي برگرداند ودرسال 1914 درميلان چاپ كرد. بونلي ......... نيز قرآن مجيد رابه اين ترجمه كرد وبه سال 1929 ميلادي برابر 1348هجري قرمي درميلان به طبع رساند.

درسال 1955ميلادي برابر 1375 هجريقمري براني .......نيزقرآن رابه زبان ايتاليايي برگرداند، واين بهترين ودرست ترين ترجمه قرآن به اين زبان است .

اندره درويه براي نخستين بار قرآن رابه زبان فرانسوي برگرداند وبه سال 1647 درپاريس منتشر كرد. اين ترجمه درمدتي نه بسيار دراز چند بار تجديد چاپ شد وبه سال 1668به زبان انگليسي وبه سال 1698به زبان هلندي برگردانده شده. كودساواري .............. نيز ترجمه اي راكه به زبان فرانسوي ازقرآن مجيد كرده بود به سال 1783 ميلادي درپاريس چاپ ومنتشر كرد.

به سال 1734ج- سيل ترجمه اي را كه ازقرآن كريم به زبان انگليسي كرده بود در لندن انتشار داد. اين ترجمه چندين بار تجديد چاپ، وپس ازمدتي به زبانهاي فرانسوي وآلماني برگردانده شده. همچنين در سال 1861ترجمه اي ازاين كتاب مقدس كه ج-م- رادول ............... به انگليسي انجام داده بود در لندن انتشار يافت؛ وا- ﻫ پامر ............ ترجمه قرآن مجيد رابه زبان انگليسي درسال 1880 درآكسفورد منتشر كرد. همچنين ر- بل..... اين كتاب آسماني رادرسال 1937 به انگليسي ترجمه كرد ودرادينبورگ به چاپ رساند. اين ترجمه كه درست ترين قرآن عظيم به زبان انگليسي بود بارها تجديد چاپ شد.

ازترجمه هاي ديگر قرآن به زبان آلماني برگرداني است كه اولمان .......... به پايان برده ودرسال 1840ميلادي منتشر كرده است.هنينگ .................. نيزاين كتاب مقدس را به زبان آلماني برگردانده وبه سال 1901 درلايپزيك به طبع رسانده است.

نخستين ترجمه روسي قرآن در سال 1776 در پطرزبورگ انتشار يافت ؛ ودرسال 1787 متن عربي اين كتاب آسماني به فرمان كاترين دوم امپراطريس روسيه در پطرزبورگ منتشر شد.

همچنين در سال 1523 ،اول بار، متن عربي قرآن وسيله پاگنيني .................. درونيزايتاليا منتشر شد. نشر اين قرآن درآن سرزمين غوغايي برپا كرد وبه دستور پاپ همه نسخه هاي آن جمع آوري شد.

پس ازآن متن عربي قرآن به كوشش هين كلمان  ................. به سال 1694 در هامبورگ آلمان انتشار يافت. درسال 1834 ميلادي نيز فوگل طبع تازه با مقدمه اي به زبان لاتين به انجام رساند.

نخستين چاپ قرآن درهند به سال 1842 ودر عثماني به سال 1880 ميلادي 1214 هجري قمري انجام پذيرفت وازآن پس طبع اين كتاب مقدس درديگر كشورهاي بزرگ اسلامي معمول شد.

شرح چاپ ونشر اين كتاب عظيم آسماني درايران ، وترجمه وتفسير آن به زبان فارسي، دراين مختصر نمي گنجد جداگانه ومفصل رابايد.

گفتني است كه در قرن اخير قرآن مجيد به تمام زبانهاي زنده دنيا ترجمه شده است.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 15:19  توسط کاوه آهنگر  |